تبليغاتX
نوشته های یک طراح وب
همزمان با حضور بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در نمایشگاه GamesCom2011؛
ایتنا - پرچم ایران در میان پرچم کشورهای مطرح در عرصه بازی‌سازی از جمله انگلستان، آلمان، آمریکا، کره جنوبی در محوطه این نمایشگاه به اهتزاز درآمد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 15:15 توسط ام اچ |

داشتم تو خبر گذاری ایتنا میخوندم که :

 جوانان انگلیسی به جای مطالعه، وبگردی می‌کنند

جوانان انگلیسی به دلیل وقت‌گذرانی در شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس‌بوک و توییتر، از مطالعه آثار مکتوب باز می‌مانند.

به گزارش ایتنا به نقل از رویترز، در یک نظرسنجی جدید مشخص شد که از هر شش جوان انگلیسی، فقط یک نفر در ماه یک کتاب مطالعه می‌کند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 14:58 توسط ام اچ |

سلام من تصمیم گرفتم بیام و اخبار فناوری رو بیشتر در اختیار دوستان قرار بدم

و یا هر مطلب دیگه ای پس منتظر آخرین نوشته های مهن باشید

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 14:47 توسط ام اچ |

سلام خوبی خدای من

من ناشکرم ؟ آخه نمیتونم با هیچی خودمو بندازم تو چاه

بدم نمیاد ازدواج کنم ولی باید اینقدر پول داشته باشم که فردا روز جلو زنو بچم سرمو بالا بگیرم و بتونم خواسته هاشونو برآورده کنم

خداجونم گلوم گرفته ... یعنی بغض داره گلومو فشارمیده

چرا زندگیم بهم پیچ خرده ؟؟؟

ای خدا ... حوصله ندارم

میخوام داد بزنم ولی نمیشه

اه مرده شور این درسارو ببرن که تموم نمیشه    خستم کرده مرده شور دانشگاه رو هم ببرن که اینقدر فشار میارن روی آدم


+ نوشته شده در جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 19:50 توسط ام اچ |

سعادتمند حقیقی کسی است که علی را در حیات او و پس از رحلتش دوست بدارد . ( پیامبر اکرم ص )

فاطمه، دختر اسد،در حال طواف بود که درد زایمان او را فرا گرفت؛پس وارد کعبه شد و امیر مومنان را در کعبه بزاد. ( امام سجادع )

ودیگر بار ، سخن از انسانی است برگزیده ...


سلام دلم هواتو کرده . . . چرا عده ای از انسان ها اینقدر مجذوب تو شده اند که گویی تورا همچون خدا می دانند که بهشون گویند درویش    خوشا به سعادتشان
و عده ای اینقدر تورا کوچیک میبینند وحتی تورا کمتر از ابوبکر و عمر میدونن
وای خدا جه دنیایی هست هر کسی اعتقادات خودش رو داره و فقط حرفای خودشو میشنو و نه حرف های بقیه مردم . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 22:45 توسط ام اچ |

سرود آفرینش:

در آغاز هیچ نبود، کلمه بود، و آن کلمه خدا بود

و «کلمه» بی زبانی که بخواندش و بی اندیشه ای که بدانش چگونه می تواند بود؟

و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود

و با «نبودن» چگونه می توان بودن؟

و خدا بود و با او عدم ،

و عدم گوش نداشت.

حرفهائی هست برای «گفتن»،

که اگر گوشی نبود نمی گوییم و حرف هایی هست برای «نگفتن»،

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 17:27 توسط ام اچ |

زنده یاد حسین پناهی


شب در چشمان من است

به سیاهی چشمهایم نگاه کن

روز در چشمان من است

به سفیدی چشمهایم نگاه کن

شب و روز در چشمان من است

چشم اگر فرو بندم

جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت

+ نوشته شده در جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 20:17 توسط ام اچ |

وای خدا دلم تنگ شده واسه 3تارم

 3تار 3تار 3تار 3تار 3تار 3تار بازهم می گویم  3تارم کووووووو

مگه چه اشکالی داره که اینقدر مادر و پدر من باهاش مشکل دارن

چند ماه طول کشید که هر روز باهشون بحث میکردم که بابا این 3تار گناه نداره آخه چرا بعضی ها میگن گناهه

زدنش از گوش کردنش هم بیشتر گناه داره حالا به فرض میگیرم اگر آهنگی گناه داشته باشه . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 20:10 توسط ام اچ |

وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی‌توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن


دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 14:4 توسط ام اچ |

مردتیکه خر رفته فاتحه ماشینو خونده آورده

اااااااااااااااااااا ماشینو داده دست بچه 18 ساله دنده رو بد عوض کرده که باعث شده گیربکسش قاطی کنه حالا میخواد ماشینو پس بگیرم

عجب آدمهایی پیدا میشن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 19:45 توسط ام اچ |

ای بابا همش دلم میخواد حرفامو با ای خدا شروع کنم 

نکنه مشکلاتمو خدا میدونم

نه  خدا به دور

آخ که چقدر دلم میخواد بزنم تو دهنت تورج ، لعنتی بی شعور



ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 23:52 توسط ام اچ |

سلام خدا حالت خوبه ؟ 

چرا منو فراموش کردی

خیلی حرف دارم باهات ولی روم نمیشه بهت بگم با اینکه میدونم قبل از اینکه من بخوام بگم فهمیدی

و از گذشته های میدونستی

آخ که چقدر دلم میخواد داد بزنم

دلم میخواد گریه کنم برات ولی غرورم اجازه نمیده

البته غرور نه بخاطر تو به خاطر غروری که دارم و حتی در تنهایی نمیتونم گریه کنم

آخ که چقدر دلم میخواد بیام بغلت گریه کنم زار بزنم از این دنیا از این همه امتحان

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 21:50 توسط ام اچ |

سلام بچه ها بعد از یک هفته سخت روانی امروز رفتم گروه خیلی حال داد

کاشکی میشد هر روز برم گروه . . . تا هفته دیگه چه جوری میشه دووم آورد

من گروه میخوام

+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 2:51 توسط ام اچ |

امروز فکر می کردم بعد از اون اوج که تو چیزی رو که فهمیدی توی اون سنی که فهمیدی، من نفهمیدم...

امروز فهمیدم که چقدر بهت حسادت می کردم که چرا اسم تو ....

امروز فهمیدم که چقدر نمی فهمیدم و نمی فهمم...

امروز فهمیدم که موقعی که من به فکر جوونی نکردن های خودم بودم و افسوس می خوردم که چقدر جوونیم رو از دست دادم، تو به فکر چیز دیگه ای بودی...

آخه اون چیزی که تو پیدا کرده بودی با فکرای من اصلا قابل مقایسه نبود...

اصلا شاید نباید اسم فکرای تو رو کنار فکرای خودم بیارم...

آره شاید باز دارم بت می سازم...

ولی "عنکبوت اوهام چگونه به لعاب ظنون و افهام بر رفرف تقدیس تند"....

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 21:44 توسط ام اچ |

به نام او که یاد و نامش تسکین دهنده دل هاست

ای خدا آخه من چکار کردم...چرا زندگیم این جوری شده......................

اه لعنت به همه  چیییییییییی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 21:43 توسط ام اچ |

آخه روزگار چقدر بدی چرا همه خوبیهاتو کردی ازم دریق ....................

اینم یک شعر از این خواننده های بچه سوسول :دی

چرا وقتی از یک دختر خوشم میاد نمیتونم پا پیش بزارم و برم جلو حتی وقتی اون یک جوری با رفتارش میخواد بگه ازت خوشم میاد ولی من نمیتونم شماره بدم اهههههههههههههههههههه

وقتی میام خونه تا چند ساعت چت هستم :دی



ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 16:20 توسط ام اچ |

امروز بعد از 2 هفته رفتم گروه خیلی باحال بود

خوش گذشت جات خالی بود

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 23:27 توسط ام اچ |

دلم میخواد حرف بزنم ولی نمیدونم از کجا بگم

چرا بگم ؟؟؟؟؟؟  ها بخاطر اینکه انسان همیشه نیاز داشته و داره به یک گوش بیکار که حرف هاشو گوش کنه حالا من گوش بیکار سراغ ندارم ولی چشم بیکار که هست اونم شمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 0:3 توسط ام اچ |